سفارش تبلیغ
صبا
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

همایش اهل قلم

 

باسمه تعالی

سرورارحمند.....

باسلام واحترام

درآغازین طراوت ونشاط طبیعت وترنم فصل بهار،هم نوا بانسیم خوش بادصبا به نظاره می نشینیم،نغمه بلبل وعطرافشانی گُل را و جلّ جلاله رادرکلام نثر ونظم به ستایش آفریدگارمی پردازیم.غنیمت فرصتی است این زمان که بتوانیم گرامی بداریم اصحاب اهل قلم راکه رسالتی بس سنگین بردوش دارند.

صمیمانه مقدم جنابعالی را درهمایش اهل قلم لنجان ارج می نهیم.


                                                                                                                     رسول افیونی

                                                                                                   سرپرست اداره فرهنگ وارشاداسلامی لنجان

         ??                            ??                  ??

دعوتنامه که به دستم رسید فکر کردم ارشاد ناپرهیزی کرده وهمه نویسندگان واهل قلم شهرستان را پس از مدتها زیر سقفی جمع کرده  تا از آنان قدردانی کند واز پیشکسوتهایشان بخواهد درباره کم کاری اهالی قلم بگویند تا مگر این بازار رکود نوشتن دوباره رونق گیرد . بگذریم که متن دعوتنامه حاوی غلط های نگارشی ومفهومی بود.. دعوتنامه ای که کمتر با ماهیت فرهنگ وارشاد جور درمی آید.

فکر کردم ارشاد دلش به حال کتابخوانی سوخته است ومی خواهد به هر لطایف الحیلی سرانه مطالعه را بالا ببرد..

فکر کردم ...

بعد فکر کردم شاید متن دعوت نامه را اشتباهی فهمیده ام از دوستان ویکی دونفر از همکاران خواستم متن را بخوانند وبرداشتشان را از محتوای ذهنی که  از برنامه های جلسه دارند بیان کنند ؛بدون استثناء دیدگاهشان با گفته هایم برابر بود ..

برنامه های اجراشده در این همایش:

1-     سخنرانی یکی از دیبران بازنشسته آموزش وپرورش درباره شخصیت فاطمه زهرا(سلام الله  علیها)به مدت 50 دقیقه

2-     شعرخوانی سه نفر از شاعران وتقدیم هدایایی به آنان

3-     شعرخوانی یکی از شاعران روشندل

4-     سخنرانی وشعرخوانی رئیس انجمن شاعران استان اصفهان

5-     موسیقی  سنتی

 

اکنون متن اصلی  دعوتنامه را بارونوشتی از آن وفهرست برنامه های اجراشده اینجا می آورم.نظرشما چیست ؟برداشت شما از این  متن چیست؟

 


[ سه شنبه 91/3/2 ] [ 12:47 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

شناخت خارجی‌هاپدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم .
ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم
تازه دایی دختر عمه پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های غوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است.
ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم...که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارندمدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند. ما اصلن ماهواره نداریم اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند.

 در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند.
 اما در خارج کفش می‌شوند مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شایدما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

 از نظر فرهنگی، ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم.. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم.
شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوش هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستندیک جمله ساده I lav u بنویسندواقعن جای تعسف دارد!!!!!!!!!

برگرفته از جست وجوهای اینترنتی قبلی که نشانی اش را به یاد ندارم

 


[ جمعه 91/2/22 ] [ 1:47 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

,وقتی بشریت درخواب بود

شما چه عنوانی برای این تصویر انتخاب می کنید؟


[ چهارشنبه 91/2/20 ] [ 1:7 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

جانبازان وسهمیه ها ...دوجلسه از موضوع بحث قبلی گذشته است قبل از کلاس خودش رابه من می رساند ومی گوید من هنوز از سئوال وجواب آن روز قانع نشده ام می خواهم دوباره دراین مورد بحث شود،می گویم درس کمی عقب است اگر آخرساعت وقت بود حتما" بحث می کنیم .. زنگ تفریح تمام شده است. به کلاس می روم یک راست می روم سراغ درس .... درس دادن تمام می شود می خواهم از دانش آموزی بخواهم از روی درس بخواند .. دانش آموز موردنظربلند می شود مؤدبانه می گوید :آقا خودمون بعدا" می خونیم اجازه بدین سئوالمونو بپرسیم.. تعدادی از بچه ها اوراتأیید می کنند ... درباره هفته آینده وکارهایی که باید انجام شود توضیح مختصری می دهم واز او می خواهم صحبت کند. می ایستد ومی گوید...

جلسه گذشته درباره سهمیه رزمندگان وجانبازان وخانواده شهدا توضیحاتی دادید وایران را باروسیه وامریکا وآلمان مقایسه کردید اما من از آن صحبت ها قانع نشدم درفاصله جلسه قبلی تا الآن مطالعات پراکنده ای هم داشته ام از اینترنت وگفتگو با دانشجوها هم استفاده کرده ام  آنچه در دیگر کشورها انجام می شود حفظ کرامت انسانی بازماندگان جنگی وخانواده های آنان است و بیشتر حمایت دولت از این گروه،امتیازات مادی وحمایت های اجتماعی است واین موضوع - تأکیدمی کند تاجایی که من فهمیده ام – به هیچ عنوان به سهمیه بندی برای ورود به دانشگاهها منجرنشده است ...کمی مکث می کند بعد ادامه می دهد ... من اصلا" با این که این موضوع حق آنهاست یانه مشکلی ندارم سئوالم این است که من چقدرباید درس بخوانم وتاکجا باید خودرا به زحمت بیندازم تابتوانم با سهمیه ها رقابت کنم؟خواهرمن دانشجوی کارشناسی ارشد است ودارد برای دکترا آماده می شود گاهی وقتها ناامید است با وجود آن که بیشتر نمراتش خوب است وحداکثرتلاشش رامی کند اما می گوید با توجه به تعداد محدود دانشجو و وجود سهمیه ها شانس ادامه تحصیل برایم کم است و غُر می زند گناه خواهر من چیست؟ اگر کشور به مهندسین باکیفیت،پزشکان بامعلومات،معلمان ماهر و باسواد،قضات دانا وافرادمتخصص دیگر نیاز دارد واضح است که این عده راباید از بین بهترین ها گزینش کند وبهترین ها از دل رقابت سالم وعادلانه ای که برای همه یکسان است بیرون خواهند آمد ،سهمیه نوعی بی عدالتی آموزشی است که در بلند مدت به نابرابری های علمی واجتماعی وحتی تضادطبقاتی که درکتاب درباره آن بحث کردیم خواهد افزود .....

می نشیند،کلاس ساکت است احساس می کنداز این که حرفش رازده است راحت شده است!ولی هنوز منتظر است، منتظر تأیید یا تکذیب دیگران ؛ کسی چیزی نمی گوید یکی از دانش آموزان همانطور که نشسته است می گوید خب این حق آنهاست وتصمیمی است که دولت گرفته است ما چه کنیم؟

وارد بحث می شوم از نفر و نظرآخرشروع می کنم می گویم اولا" همه ی قوانین مصوب مجلس یا دولت،تصمیمات انسانی اند وممکن است درست یا نادرست باشند ؛ثانیا" باید بررسی کنیم که این به قول شما«حق»راچگونه به آنها بدهیم؟ آیا راهش همین است که برگزیده ایم ؟آیا راه دیگری وجود ندارد؟آیا مثلا نمی توان شرایط تحصیل بهتری رابرای آنها دردبستان ودبیرستان فراهم کنیم وبدون درنظرگرفتن سهمیه،آنها را درآزمون ورودی دانشگاهها (باهمه ایرادهایی که دارد) به صورت یکسان واردکنیم وبهترین آنها را درمشاغل مهم مدیریتی،درمانی،اداری و.. به کارگیریم؟ اصلا" با درنظرگرفتن سهمیه ها وانمودکرده ومی کنیم که «راه خوشبختی از دانشگاه می گذردو آنها نیز می خواهند به هرروشی از این حق استفاده کنند...» بعد ادامه دادم این موضوع به سالهای جنگ برمی گردد درشرایط جنگی،کشور درحالت فوق العاده قراردارد ومسئولان اداره کننده جنگ برای مدیریت بهتر،تصمیماتی می گیرند که درآن شرایط شاید قابل دفاع هم باشد اما باگذشت زمان وتغییر شرایط،بازنگری درآن تصمیمات ضروری به نظر می رسد.

 تاجایی که به یاد دارم یکی دوبار مجلس شورای اسلامی برای تغییر این موارد دست به کارشد وحتی شنیده ام که لایحه یا احتمالا"طرح جامع جانبازان وایثارگران درحال تنظیم وتصویب است وقرار است دراین سهمیه ها تغییراتی داده شود اما این که نتیجه این مصوبه به کدام سو متمایل است راهنوز نمی دانم ولی اگر نتیجه این مصوبه دوباره بر راه یافتن گروهی با استفاده از سهمیه(هرنوع سهمیه ای برای هرگروهی) برای کسب رتبه های علمی باشد باز جای نقد وپرسش باقی می ماند.

رزمندگان دوران جنگ زحمات زیادی برای کشور متحمل شده اند برای آنان باید امکانات مالی فراهم کرد،مشکل اقتصادی ودرمانی شان رابرطرف کرد، نگرانی ها فکریشان را کم نمود و... ولی فرزندانشان باید بدانند برای رسیدن به جایگاه علمی وبه دست گرفتن مسئولیت های علمی و اداری باید همانند دیگران که شاید یتیم وبی سرپرست وبدسرپرست هم دربینشان کم نباشندوکسی از آنها حمایتی نمی کند درآزمون شرکت کنند درآن صورت به عدالت نزدبکتر شده ایم.

جانبازان وسهمیه ها

دوباره بلند می شود،می گویدمن از ابتدا می خواستم همین رابگویم حق همه رزمندگان برخورداری از یک زندگی آبرومند مادی است این که فرزندانشان کجا وچگونه ودرکدام رشته درس بخوانند به استعداد،تلاش وپشتکار وهمت خودآنان بستگی دارد ....

زنگ را زده اند ولی بچه ها هنوز عزم رفتن ندارند علتش این است که امروز ساعت بعدی هم به کلاسشان اضافه شده است امروز 8ساعت کلاس دارند وباید برای شرکت در امتحانات آخرسال وبعد کنکور آماده شوند نگرانند ،نگران از آینده ای که مبهم است واز آزمونی که نتیجه اش فقط با تلاش وپشتکارفردی دانش آموز به دست نمی آید ابروباد ومه وخورشیدوفلک باید دست به کارشوند تاشاید فرجی شود اینجا دیگر به پشتکارنمره نمی دهند...... 

 


[ یکشنبه 91/2/17 ] [ 4:1 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

سهمیه جانبازانسهمیه جانبازان

اعتراض دارد بلند می شود تااعتراضش رادرقالب پرسشی مطرح کند،می گوید چرا به جانبازان وفرزندانشان سهمیه می دهند؟اصلا" وجود سهمیه ها چه لزومی دارد؟چندنفر دیگر هم بااشاره ی سر آن راتأیید می کنند .. کلاس نسبتا" ساکت است کمی فکر می کنم می پرسم کدامیک از شما مراسم سالگرد جنگ های جهانی یا جنگ امریکا با ویتنام را دیده اید؟ کسی چیزی نمی گوید...می پرسم آیا دیده اید برای ژنرالها وسربازان ارتش امریکا که سالها پیش درجنگ حضور داشته اند مراسم یادبود بگیرند ..یکی بلند می شود ودر باره فیلمی که دیده است توضیح می دهد .. می گویم از زمان تشکیل دولت امریکا تاکنون جنگی علیه این کشور صورت نگرفته آنچه بوده حمله امریکا به دیگر کشورها برای حفظ منافع خود بوده است واین همه بزرگداشت وحقوق مادی وغیرمادی سربازان،برای حضور دراین حمله هاست....

سکوت برقراراست به نظر می رسد زیاد قانع نشده اند یکی می پرسد چرا باید به فرزند جانبازی که خودش جنگ را ندیده است سهمیه بدهند...می پرسم تو می دانی جانباز جنگی یعنی چه؟می گوید بله! از او می خواهم توضیح بدهد،می گوید کسی که  درجنگ عضوی از اعضای بدنش را درراه کشور از دست داده است؛ می پرسم همه جانبازان دریک رده قرار دارند ؟ فکر می کند ومی گوید نه! بعضی درصد جانبازی بالاتری دارند ومشکلات جسمی وروانیشان بیشتر است می پرسم آیا کسی که قطع نخاعی است یا شیمیایی شده وبه سختی نفس می کشد آدم معمولی است ؟می گوید معلوم است که نه! می گویم اگر پدرهریک از شما جانباز جنگی بود و روی تختی دراز کشیده بود وبرای نفس کشیدن هم به کمک دیگران نیاز داشت باز هم با پدر امروزیتان برابر بود؟آیا پدری که از گردن به پایین فلج است وقدرت حرکت ندارد با پدرمعمولی شما که ممکن است فقیر،عصبانی وکم حوصله هم باشد برابر است ؟باز هم سکوت... یکی از ته کلاس برمی خیزد صدایش قاطع است می گوید ما با سهمیه این افراد مخالف نیستیم آنچه شما گفتید درست است اما من کسانی رامی شناسم که روی جبهه وجنگ راندیده اند وبه معنای رایج،جانباز هم نیستند اما فرزندانشان از سهمیه استفاده کرده ومی کنند وخودشان هم سالهاست از حقوق جانبازی ومدرک تحصیلی بالاتر استفاده می کنند.....

 نگاه بعضی متعجب است وبعضی دیگر باچشم وسر آن راتأیید می کنند .ایستاده ام، می گویم من هم عده کمی را می شناسم که احتمال می رود از این سهمیه ها درست وبه جا استفاده نکرده اند اگر چنین باشد من هم با دادن سهمیه مخالف هستم وآن را پایمال کردن حقوق دیگران می دانم اما....

دربین جانبازان چند درصد اینگونه اند؟آیا ما این حق را داریم که بادیدن چند درصد،خلافکاری در گرفتن درصد جانبازی،حقوق قانونی وانسانی همه جانبازان را نادیده بگیریم؟ تأیید می کنند که این حق رانداریم ولی معلوم است که همان چند درصد غیرقانونی را هم برنمی تابند ....

نمی دانم سهمیه ها تاچه زمانی ادامه خواهند داشت اما این را می دانم که اگر افرادی که به غلط در زمره سهمیه بگیران جای گرفته اند مورد بازبینی وارزیابی مجدد قرارنگیرند درحق کسانی که جان خود رابرای این آب وخاک گذاشته اند جفا شده است سهم خانواده های شهدا(منظورم فرزندان شهداست) غیرقابل انکار وچانه زنی است ...... 

این گفتگو درجلسات بعدی ادامه یافت دنباله مطلب رابعدا" خواهم نوشت فعلا"....

 


[ چهارشنبه 91/2/13 ] [ 1:31 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

منصوری،کوهکن،لنجانمنصوری،کوهکن،لنجانمنصوری،کوهکن،لنجانمنصوری،کوهکن،لنجان


شهرستان لنجان ، این روزها بر سرانتخاب نماینده درتکاپوست گروهی از کاربران و دانش آموزان سابق و کنونی(باگرایش های مختلف فکری ،سیاسی وخانوادگی) وتعدادی از خوانندگان حسام سرا خواسته اند درباره انتخابات مرحله دوم و نتایج احتمالی گزینش هریک از نامزدها مطالبی بنویسم این نوشته ی ناقص پاسخی به درخواست آن هاست.

----------------------------------

مرحله دوم انتخابات،جمعه  15 اردیبهشت ماه برگزار می گردد این هفته، زمان مناسبی برای بازنگری در معیارها و گزینش فردی؛برای این تصدی است.

گروهی معتقدند با انتخاب محسن کوهکن که از اصولگرایان سرشناس مجلس شورای اسلامی است روند پیشین فعالیت وی در مجلس ادامه می یابد . روندی که دردوره های چهارم،هفتم وهشتم ادامه داشت.

در بُعد منطقه ای نیز آنچه در چهار سال گذشته ودوره های قبل از آن  وجود داشته ؛با شدت و ضعف اندکی ادامه خواهد یافت. چگونگی این عملکرد، که قابل دفاع یا غیر قابل دفاع است نیاز به بحث مفصل تری دارد.

به طور کلی نگاهی به عملکرد مدیران شهرستان و میزان توفیق آنان در جلب رضایت مردم ؛ تا حدودی می تواند گواه وضعیت عملکرد نماینده در سطح منطقه باشد.باید دانست که در تعیین و انتصاب مدیران شهرستان؛تمایل یا عدم تمایل نماینده؛از عوامل اساسی است.اگر چه نماینده نباید وارد موضوعات اجرایی شود ولی عملا" بدون پیشنهاد نماینده و رضایت او عزل و نصبی دردستگاههای دولتی صورت نخواهد گرفت. این موضوع زمانی پر رنگ تر می گردد که نماینده از اشتهار بیشتری برخوردار باشد و بتواند با شناخت و تأمل بیشتری؛مدیران شهرستانی اش را چیدمان کند اما بنا به هردلیل موجه و غیر موجهی  به این امر مبادرت نورزد . واضح است که حلّ بخشی از معضلات منطقه ای و روزمره ای مردم ؛به نحوه ی چیدمان صحیح مدیریتی باز می گردد.

چون کارنامه ی محسن کوهکن تا حدود زیادی مشخص است وحضور او درسه دوره قانونگذاری این موضوع راثابت می کند؛به نظر می رسد با انتخاب ایشان  روند فعلی در منطقه ادامه خواهد داشت. چرا که مردم ،عملکرد وی را در روستا و شهر خود و در کل منطقه و کشور دیده اند. اصولا چرخش دیدگاه و منظر ِ مدیریتی افراد (چه مثبت وچه منفی)؛ پس از چند دوره ی مشخص،امری بعید به نظر می رسد.

درباره انتخاب مجید منصوری به نمایندگی مجلس شورای اسلامی ؛ چند موضوع بیشتر مورد پرسش قرار نمی گیرد. نداشتن سابقه اجرایی و مشهور نبودن از نکات مورد توجه مخالفان،در رأی دادن به وی مطرح می شود.

طرفداران مجید منصوری معتقدندهمه افراد؛با سابقه ی اجرایی متولد نمی شوند. اگر فردی توان علمی و تخصصی مناسب داشته باشد می تواند در اندک زمانی جایگاه خود را در بین نمایندگان پیدا کند.آنان می گویند علی لاریجانی نمونه ای گواه بر این مدعاست.نمایندگان مجلس هشتم(با گرایش های مختلف) به انتخاب فردی تازه وارد رای مثبت دادند و او را 4 سال سکاندار ریاست مجلس کردند. درحالی که بسیاری از نمایندگان مجلس را می توان یافت که در کارنامه ی نمایندگی آنان فقط سابقه نمایندگی به چشم می خورد نه چیز دیگری.

بختیاری ها از قدیم الایام با منطقه لنجان آمیخته اند که در این میان ،افراد فرصت طلب و سودجویی نیز وجود داشته اند. امادرمیان این قوم وهرقوم دیگری اشخاصی را می توان یافت؛که شخصیت و عملکرد قابل دفاعی داشته اند.

مگر عملکرد تمامی مردمان اقوام دیگر از ترک و فارس و کُرد و... همواره مورد تایید است؟مگر می توان جامعه ی یک دستی را یافت که به طور مُطلق بتوان از همه ی افراد آن جامعه و ویژگی های رفتاری و اخلاقی آنان دفاع جانانه کرد؟ اگر چنین باشد بهتر آن است این اقوام  و جوامع(اگر وجود دارند)به دیگران معرفی شوند تا دست کم آگاهی افراد افزایش یابد.

یکی از مشکلات ملی ما ایرانیان قوم گرایی است ما ادعای شهرنشینی و تمدن داریم و البته در این زمینه از کشورهای پیشتاز منظقه و جهان به شمار می آییم. درمراحلی نیز انسجام ملی خود را به خوبی نشان داده ایم اما هنوز از لاک قوم گرایی بیرون نیامده ایم .این موضوع اگر چه مربوط به خودِ اقوام است اما اقوام دیگر نیز فارغ از افراط و تفریط نبوده و نیستند.

امروزه کشورهای قانون مدار، بحث قوم گرایی را به موزه ها سپرده اند از این رو به رنگین پوستی آفریقایی تبار؛به نام باراک حسین اُباما اعتماد می کنند و زمام امور ایالات متحده امریکا که داعیه قدرتمندترین کشور جهان را دارد؛به وی می سپارند.

نگرانی دیگری که با موضوع قوم گرایی تناسب پیدا می کند امکان قوم گرایی درانتصابات شهرستان است. که دراین صورت دو احتمال قابل پیش بینی است :

احتمال اول: مدیریت جدید بر به کار گیری نیروهای قوم خاص تأکید نمی کند یعنی بر اساس شایسته سالاری و فارغ از جناح بندی های سیاسی رایج - که خود نیز نوعی قوم گرایی به حساب می آید - نسبت به انتخاب و معرفی مدیران اقدام نموده که با رضایت و حمایت مردم از این تغییرات مدیریتی؛ خواسته های قانونی و برحق مردم تحقق می یابد .

احتمال دوم: نماینده ی جدید؛مدیریتی جدید را تعریف می کند که سراپا بر قوم گرایی تأکید دارد.همه مدیران قبلی برکنار می شوند و مدیرانی با گرایش قومی،بدون داشتن شایستگی های لازم جای مدیران قبلی را می گیرند.دسته بندی های قومی جای دسته بندی های سیاسی قبلی را خواهد گرفت و ناکارآمدی عریان خواهد شد. در این صورت مدیریت منطقه ضعیف گشته و عملکردشان مورد انتقاد بخش زیادی از جامعه قرارخواهد گرفت. مجید منصوری باید بداند و به نظر می رسد می داند که در صورت برگزیده شدن،این اشتباه استراتژیک را نکند،چرا که در صورت بروز چنین اشتباهی به مرگ سیاسی همیشگی قوم بختیاری کمک خواهد کرد و در این صورت مردم در دوره های بعدی این فرصت را از آنان خواهند گرفت.

به هرحال باید پذیرفت که بختیاری ها بخشی از جمعیت شهرستان را تشکیل می دهند و حق دارند به عنوان یک شهروند از حقوق خود دفاع کنند. اما این که آیا جامعه لنجان به آنان فرصت بروز استعدادها و توانمندی های خود را می دهد یا نمی دهد ؛ و یا این که با این موضوع ،درقالب قبیله گرایی برخورد می کندیانه؟موضوعی است که به بسیاری از مسائل دیگر از جمله رشد اجتماعی مردم بستگی دارد.

البته باید دانست که هرگونه موضع گیری افراطی و خارج از اصول انسانی ،دینی و قانونی؛ خود نوعی قوم گرایی است که با کلمات دیگری تزئین می شود .

حتی اگر دونفر درهمه شرایط مساوی باشند نوع نگاه آنان درمورد موضوعات مختلف از جمله نگاه ونگرش آنها درمورد انسان،حقوق ووظایف مردم ومسئولان،تعیین مدیریت ها، نگرش آنها درباره زن که منجر به واگذاری برخی مدیریت ها به زنان شایسته و واجدشرایط خواهد شد وارتقاء جایگاه زنان درجامعه که به حل مشکلات تاریخی آنها خواهد انجامید بر سرنوشت اجتماعی مردم تاثیر خواهد گذاشت .

امیدواریم مردم ما با درک درست از وقایع جاری منطقه ؛با نگرشی اصولی دست به انتخاب بزنند و کمک کنند تا در جهت بهبود حداقل های زندگی در یک منطقه ی صنعتی؛گامی کوچک برداشته شود.

به یقین آنچه انتخاب واقعی مردم باشد مورد احترام خواهد بود و نماینده ی برگزیده وظیفه خواهد داشت از حقوق همه افراد،حتی کسانی که به وی رأی نداده اند دفاع کند .....

چندسال پیش درباره نمایندگان مجلس شعری را انتخاب کرده ودرحسام سرا آوردم؛بدنیست دوباره به آن شعرنگاهی عمیق بیفکنید.برای خواندن اینــــــــــــــــجا راکلیک کنید.



[ شنبه 91/2/9 ] [ 8:38 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

شطرنج

این پیاده می شود ، آن وزیر می شود

صفحه چیده می شود،دار وگیر می شود

این یکی فدای شاه، آن یکی فدای رُخ

درپیادگان چه زود مرگ ومیر می شود

فیل کج روی کند،این سرشت فیل هاست

کج روی دراین مقام ،دلپذیرمی شود

اسب خیز می زند، جست وخیزکار اوست

جست وخیز اگر نکرد،دستگیر می شود

آن پیاده ی ضعیف،راست راست می رود

کج اگر که می رود ،ناگزیر می شود

هرکه ناگزیرشد،نان کج بر اوحلال

این پیاده قانع است، زود سیر می شود

آن وزیر می کُشد،آن وزیر می خُورَد

خورد وبرد اوچه زودچشمگیر می شود

ناگهان کنارشاه،خانه بند می شود

زیرپای فیل،پهن، چون خمیر می شود

آن پیاده ضعیف،عاقبت رسیده است

هرچه خواست می شود،گرچه دیر می شود

این پیاده، آن وزیر... انتهای بازی است

این وزیر می شود، آن به زیر می شود

 


[ جمعه 91/2/8 ] [ 11:52 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 204
بازدید دیروز: 280
کل بازدیدها: 1116047