حسام ســرا
| ||
بیست روز دیگر ، برای چندمین بارانتخابات ریاست جمهوری ایران ،برگزار می شود (ششمین؟ یاهفتم من بر آنم که اگر هم ،بُنیان سخنان دو یاچندنفر یکسان باشد درنوع نگاه آنان به انسان و آزادی های او ونیز حقوق وتکالیف دولت ومردم تفاوت وجود دارد واین همان چیزی است که باید شناخته شود تا درانتخاب افراد، مورد توجه انتخاب کنندگان قرارگیرد. اگر انتقاداتی به صدا وسیما وارد است ، اگر مطبوعات به آن اندازه که احساس می شود نتوانسته یانخواسته اند درآگاهی بخشیدن به مردم موثرباشند ویا ما ایرانیان درخواندن ومطالعه کاهلیم، راه بر کسب اطلاعات بسته نیست امروز باهمه ی تنگناهایی که وجود دارد می شودومی توان باکمی کنکاش، اطلاعاتی از نامزدها به دست آورد و درساختن سرنوشت خویش دخالتی سرنوشت ساز داشت . شرکت درانتخابات پیش و بیش از آن که یک «تکلیف» باشد یک «حق» است .حقِ واگذاری قدرت مردم به نماینده ای برگزیده ،آن هم درمدت معین واختیارات مشخص.
نکته های زیر را با سرعت کم و دقّت زیاد بخوانید شاید درتصمیم گیری کمکی نماید :
1- آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا" پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم!!. 2- می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ما ملت ایران با آن که ظاهر مُدرنی داریم و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده ایم، اما عقلمان سُنّتی است. خوشبختانه بلدیم از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کنیم، اما هنوز نیاموخته ایم که از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتمان استفاده کنیم.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد 4- ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صد درصدی که فقط در ذهن خود ما دُرُست است ، برای همین است که مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن، قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.حاضرنیستیم مسئولیت اشتباهمان رابپذیریم ودوباره آن اشتباه راتکرارنکنیم. 5- مابرای ریاست جمهوری ، یک« چگوآرا » می خواهیم که ضمنا «گاندی» باشد و در عین حال «مسلمان و شبیه حضرت علی» و در عین حال «سکولار »و حتی « لاییک » که «در متن همه جریانات از اول انقلاب » بوده باشد ، اما «با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد»،و «خیلی هم با تجربه باشد».اما «قاطی هیچ جریانی نبوده باشد».و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا، «شهید »شده باشد.!! می گویند خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییر نخواهد داد مگر خود بخواهند ونیز مردم هر عصر لایق وشایسته همان حاکمانی هستند که برآنها مسلطتند !
[ شنبه 88/3/2 ] [ 12:39 صبح ] [ اکبر حسامی ]
[ نظرات () ]
|
||
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |