سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

آموزش وپرورش چرا ؟

وقتی به نوشته های حسام سرا نگاه کنید می بینید که هر از گاهی یکی از نوشته هایم درباره آموزش وپرورش ومسائل مربوط به آن است ممکن است برخی را به این فکر بیندازد که این آقا عجب دل خُجسته ای دارد که وقتش را برای این چیزها می گذارد گفتن این جمله دوحالت دارد ممکن است گروهی این کار را بیهوده وبی نتیجه بدانند وگروهی دیگر نوشتن دراین باره را آب درهاون کوفتن وتلاشی بی نتیجه تلقی کنند وبر این باور باشند که مشکلات آموزش وپرورش آنقدر ریشه دار وکهن است که با نوشتن مطالبی در یک وبلاگ گمنام چیزی عوض نمی شود  پس ...

من اما بر این باور نیستم ؛ هرگاه به مسائل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی جامعه ام دقیق می شوم ومی خواهم ریشه نابسامانی های عمومی آن را بیابم ناخودآگاه به آموزش وپرورش می رسم منظور من ازآموزش وپروش سیستمی است که درآن معلم ودانش آموز ،کتاب و مدرسه درکنار اولیای دانش آموزان ،برنامه های رسمی وغیر رسمی را اجرامی کنند ، روندی که از کودکستان شروع می شود ودرانتها به پایان دوره متوسطه می رسد وآنگاه که دانش آموزی به دانشگاه راه می یابد آنچه می توانسته است بشود شده است شاید هم او را آنگونه که می خواسته اند قالب گیری کرده اند این که آیا این قالب گیری درست است یانه بحث من نیست البته تربیت، قالبی نیست وهرکودکی در فطرتش ذات بالقوه ای دارد که فقط می توان همان بشود ولی رفتارهای قالبی می تواند اورا بدانجا رهنمون شود که نه آن نیروی بالقوه شود ونه آن موجود قالبی از پیش طراحی شده .

روزگار ما روزگار نظردادن همه افراد در همه زمینه هاست بخصوص درباره ما ایرانیان که به « همه چیز دانی » شهره ایم !تاکنون از چند نفر درباره مطلبی چیزی پرسیده اید که بگوید در این زمینه اطلاعی ندارد یا صاحبنظر نیست !؟ به نظرمی رسد وقتی پدیده ای آنقدر عمومی شد که درسطح بدیهیات قرار گرفت هرکس به خود جرأت می دهد درآن زمینه نظربدهد از این زمره می توان به آب وهوا، تربیت کودک ، فوتبال ، سیاست ، وآموزش وپرورش اشاره کرد .

روزگاری به دلیل نزدیکی بیشتر بامسائل آموزش وپرورش درگیر کاراجرایی بودم ومی دانستم درنظام آموزش وپرورش چه خبر است در آن زمان اگر چه ممکن است درجایی اشتباه کرده باشم اما کوشیدم از دایره انصاف خارج نشوم وهمواره برای استدلالهایم دلایلی منطقی وعلمی بیابم وامروز که به صف اول آموزش آمده ام باز همان دیدگاه را دارم اگرچه ممکن است بسیاری این دیدگاهها را نپسندند وگروهی دیگر با نظرات تشویق آمیز تحسینم کنند اما اعتراف می کنم که نه آن نظرات تند افراطی ونه این دیدگاههای مشوق هیچکدام مرا از نوشتن نظرات تازه درباب آموزش وپرورش باز نداشته است چراکه معتقدم هیچ جامعه ای نمی تواند از آموزش وپرورش کشورش جلوتر باشد اگر امروز جامعه ما از بی نظمی، کمبود دانش وآگاهی عمومی (منظورم محفوظات ذهنی نیست ) ، ناتوانی تحمل نظرات مخالف ،برآشفتگی در شنیدن نظر دیگران ، سطحی نگری و.. در رنج است کدام نهاد موثرتر از آموزش وپرورش می توان یافت که بتواند این نقیصه های اساسی را درمانگر باشدبا این توضیح که سهم نهادهای تاثیر گذار دیگر ودر رأس آن خانواده را محفوظ نگاه خواهیم داشت .

آری من از آموزش وپرورش نوشته ام و بر این باورم که ریشه همه مصیبت ها را در این نهاد می توان یافت مشکلاتی که با تغییر وزیر آموزش وپرورش ، رئیس یک اداره ، عوض کردن مدیر یک یاچندمدرسه،تغییر یک یا حتا تمام کتاب های  درسی ،عوض کردن آیین نامه امتحانات ، ممنوع کردن اخذ وجه درهنگام ثبت نام وجزآن ، ساخت مدارس جدید یا ممانعت از احداث آن ، افزایش حقوق معلمان و... تغییر چندانی نمی کنند چرا که این بنیاد بر شالوده هایی استوارشده که اهداف آن به صورت متناوب جابجا وحتا تغییر می کنند واین بدان می ماند که کسی بنایی را بر آّب بنیاد کند!!

من از آموزش وپرورش خواهم نوشت چرا که فرزندانم در مدارس همین کشور درس می خوانند ورفتارهای ارائه شده از طرف هرکسی که عنوان مسئول را یدک می کشد بر فرزندانم  اثر خواهند گذاشت حتا اگر آن مسئولان به ناحق درآن پست جای گرفته باشند .

من از آموزش وپرورش باز هم خواهم نوشت چراکه شهروندانی که باآنها سرو کار دارم باید رفتارهای متناسبی را یادبگیرند ودر ارتباط با من انجام دهند همچنان که من نیز مسئول انجام دادن این رفتارها هستم وچه نهادی مهم تر وبنیادی تر از آموزش وپرورش می توان یافت که دریک دوره طولانی تربیت نسل نوپای آینده ساز را برعهده داشته باشد؟

بر این باورم که اگر خانواده ها اثر تربیتی معلم و مدرسه را به نیکی می دانستند به آسانی تنها سرمایه زندگیشان را دراختیار مدارس گوناگون قرار نمی دادند وروی گفتار،رفتار وعملکرد معلمان ومدیران وسایر کارکنان مدارس حساب ویژه ای باز می کردند وشاید حتا حاضرنبودند فرزند خود را درمنطقه ای ثبت نام کنند که مثلا" فردی(استغفرالله) با دیدگاههای من در رأس آن قرار داشته باشد ،اینجامثل هرجای دیگر آخر دنیا نیست می شود جایی را یافت که دست کم این مشکلات را نداشته باشد بدان شرط که در پیدا کردن جای دیگر خطا نکنیم که جای خطرکردن نیست .

من از آموزش وپرورش می نویسم چراکه می دانم برخی از برنامه های اجراشده درمدارس ،صرفا نظر مسئول یاکارشناسی است که فکر می کند با اجرای فلان برنامه مورد نظرش، مشکلات آموزشی ، تربیتی ودینی دانش آموزان برطرف می شود وجالب آن که پس از اجرا نه تنها مشکلات کاهش نمی یابند که دربعضی موارد افزایش هم داشته اند . به انبوه برنامه های گوناگون آموزشی وتربیتی در این چند دهه توجه کنید تا به صحت وسقم گفتارم برسید .  

اخیرا" یکی از همکارانم توصیه کردند که از ریزشدن درمسائل آموزش وپرورش کناره بگیر ولی هرچه فکر می کنم می بینم نمی توانم !حتا اگر این نوشته ها دستمایه ای برای کسانی باشد که درکار اجراهستند باز هم من به خواسته ام رسیده ام بگذار اگر خیری در این نوشته ها هست به آنان برسد شاید آنان محتاج تر باشند .

باقی بقای شما       


[ شنبه 89/11/30 ] [ 1:39 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

اتوبوس مدرسه ژاپنی ها

گاری مدرسه پاکستانی ها


[ دوشنبه 89/11/25 ] [ 1:45 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

 

سبزی فروشی که رئیس جمهور را برکنار کرد (کاریکاتور)

 

محمد البو عزیزی جوان تحصیلکرده تونسی که پس از توقیف چرخ سبزی فروشی اش، خود سوزی کرد. همین حادثه، عامل راه اندازی موج گسترده اعتراضات مردمی این کشور و فرار زین العابدین بن علی رئیس جمهور تونس بود اما دلایل این قیام مردمی را بایددرعوامل اقتصادی ، فرهنگی وسیاسی جامعه تونس جستجوکرد


[ جمعه 89/11/22 ] [ 12:38 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

چراگدایی درایران ریشه دار است ؟

تازه از یک روز پرترافیک کاری برگشته ام می خواهم ناهارم را بخورم وکمی استراحت کنم شش ساعت تمام ایستاده ام ودرس داده ام  خستگی تمام وجودم را گرفته است ... ناهارم را می خورم ودراز می کشم هنوز پشت پلکهایم گرم نشده که صدای زنگ در را می شنوم در راباز می کنم جوانکی بلند بالا باشالی به کمر درخواست کمک دارد . سالهاست او را می بینم که آبرویش را کف دستش گذاشته وبه شغل شریف تکدّی مشغول است سالم به نظر می رسد دست کم در ظاهر. دست وپای سالمی دارد ، چشمانش تیز وتند است وگوشهایش خوب می شنوند...این که با این اندام وظاهر چرا گدایی می کند به روشنی مشخص نیست  اما این که من وامثال من در تشویق این جوان وصدها جوان دیگر به گدایی چه اندازه سهیم بوده ایم درخور دقت وتوجه است .

فرض کنید گدایی در یک روز درترمینال مسافربری با1000نفر برخوردکند واز  آنان کمک طلب نماید اگر  از این تعداد 500نفر به درخواستش جواب ندهند و500نفرباقیمانده هریک به طور میانگین 200تومان به وی کمک کنند جمع حاصله در یک روز 100هزارتومان خواهدبود! وچنانچه این شخص 25روز دریک ماه به این شغل شریف مشغول باشد 2میلیون و500هزارتومان درآمدخالص خواهد داشت درآمدی که هزینه های آب وبرق ، اجاره، مالیات و...راهم نخواهد داشت. کارگر بی پناهی که صبح زود قبل از بیدارشدن هرجنبنده ای از خواب بیدارمی شود وتاغروب جان می کند با کمال میل به این گدایان کمک می کند شاید بدان دلیل که ذخیره ای برای قبر وقیامتش باشد انگار کارکرد کمک به این افراد بیشتر جنبه بیمه وذخیره قبر وقیامت است تا شناخت درست ودستگیری از کسی که گرفتار مشکلی شده است .ماایرانیان آنقدر در این زمینه ایثارگریم که افرادبی بضاعتی از دیگر کشورها (همسایگان شرقی )برای دریافت ثوابهای ما به درب خانه هایمان مراجعه می کنند تاهم به آب ونانی برسند وهم مسلمانی را به بهشت رهنمون شوند .مانیز که از دنیا کامی ندیده ایم دست درجیبمان می کنیم تا مگر سرایی در آخرت به دست آوریم سرایی که همراه است با حوریانی بهشتی باوصفی که گفته اند ومی دانیم .

به نظر می رسد رفتار ما ایرانیان درترویج تکدّی گری در این سرزمین نقش اساسی دارد در روزگاری که ما زندگی می کنیم مجلس ،هرساله بودجه بسیاری را صرف تحت پوشش قرار دادن افراد بی پناه وبی سرپرست ونیز افراد ناتوان جسمی وذهنی می کند واین افراد اگرواقعا مشکلی در ادامه زندگی داشته باشند می توانند به دو نهاد کمیته امداد  وبهزیستی ونیز موسسات خیریه مراجعه نمایند .اما رفتار من وامثال من آنان را به دراز کردن دست پیش این وآن واداشته است تاجایی که قطع این روش برای آنان به چندین دلیل که فقط یکی از آنها اقتصادی است عملا" غیرممکن است .

معمولا به گدایان وبینوایان که ریزه خواران دیگرانند چندشاهی می دهیم وگمان می کنیم به آنها کمک کرده ایم ،نمی دانیم که با این کار، آنها را بدبخت تر ورشته گدایی را به گردنشان محکمتر می سازیم . چه خوب بود اگر حس اعتماد واستقلال را که در آنها به خواب رفته بیدار می کردیم و راه زندگی را پیش رویشان می گذاشتیم .«لردآویبوری»

دراشعار فارسی نیز آمده است که :

دستِ طلب چو می کنی پیش ِکسان دراز / پُل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

نمی دانم با این نوشته تشویقتان کرده ام باچشمانی باز به مستمندان ونیازمندان واقعی کمک کنید ویا به گدایی ترغیبتان نموده ام! این چیزی است که «شما» می توانید قضاوت کنید وقضاوت شما برایم کافی است.

 


[ شنبه 89/11/16 ] [ 1:4 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

خلاقیت درحل مشکلات آموزش وپرورش

اخیرا در دوره آموزشی کتاب جدید التالیف جامعه شناسی دوم دبیرستان شرکت کردم . کتابی که فقط عنوانی از جامعه شناسی داشته وبیشتر رویکرد فلسفی به دانش علوم اجتماعی دارد. .در نگارش آن متخصصان رشته جامعه شناسی وحتا مولفین پیشین این رشته حضور ندارند . درباره چرایی تغییر کتاب حرفها ونظرات متفاوت ومتناقض بود ؛ بیشتر دبیران جامعه شناسی با تغییر محتوا وبومی سازی مطالب موافق بودند به شرط آن که از اصول اولیه ومورد توافق این رشته علمی غفلت نشود .

 یکی از همکاران می پرسید باید تدوین کتابهای درسی تغییر اساسی کند دیگری گفت مثلا چه تغییری ؟ وشخص سوم پاسخ داد مثلا" عناوین همه درسها را درکتابی بنویسند ومشخص کنند در این شب جمعه آقای قرائتی کدام درس را توضیح می دهد بعد یا مسابقه چهارگزینه ای بگذارند ویا بگویند آخرسال بچه ها به مساجد محلشان مراجعه کنند ویا درسایتی جواب سئوالات را علامت بزنند! اینجوری هم از این همه هزینه ی بی حاصل برای دبستان و راهنمایی ودبیرستان راحت می شویم،هم از ساخت مدارس جدید بی نیاز و هم مجبور نیستیم این همه معلم ومدیر وخدمتگزار ورئیس آموزش وپرورش وراننده و.. و.. و... استخدام کنیم.  درسال اصلاح الگوی مصرف بدنیست یک بار هم که شده این راه را هم آزمایش کنیم حالا که برنامه های صدا وسیما ومدارس ورسانه های کتبی وشفاهی  یکسان شده جلوی ریخت وپاش را از هرجا بگیرند منفعت است .

به عنوان شنونده به حرفهایش فکر کردم وچون به جمع بندی مشخصی نرسیدم بهتر دیدم دراینجا بیاورم تا مگر نظر صائبی دریافت کنم.

 


[ جمعه 89/11/8 ] [ 1:13 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 55
بازدید دیروز: 122
کل بازدیدها: 1214763