سفارش تبلیغ
کوچکترین هندزفری بلوتوث
نوشته هایم - حسام ســرا

   1   2   3   4   5   >>   >

چهارشنبه 3 اسفند 90
10:24 عصر

انواع دروغ رابهتربشناسم!

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

انواع دروغ!!


اگر کسی بگوید تاکنون دروغ نگفته است «دروغ گفته است»!! اما دروغ هم مثل خیلی دیگر از احتیاجات روزمره اجتماع ما انواع و اقسام دارد؛ از عادی وشاخدارش که بگذریم انواع دیگرش اینها هستند :


نوع اول دروغ: من دروغ می گویم. من می دانم که دروغ می گویم. ولی شما نمی دانید که من دروغ می گویم.
این یک دروغ طبیعی است که در همه ی کشورها هم همین طور است.
نوع دوم دروغ: من دروغ می گویم.من می دانم که دروغ می گویم. شما هم می دانید که من دروغ می گویم
این دروغ هم قابل هضم است.
نوع سوم دروغ: من دروغ می گویم. من می دانم که دروغ می گویم. شما هم می دانید که من دروغ می گویم. من هم می دانم که شما هم می دانید که من دروغ می گویم !!!
این احمقانه ترین نوع دروغ است.دروغی که همه می دانند و کسی را فریب نمی دهد و فقط گوینده را مفتضح می کند و مردم را عصبانی!


انواع دروغ!!ولی ازاین نوع دروغ مفتضحانه تر و احمقانه تر هم وجود دارد:
نوع چهارم دروغ این است که: من دروغ می گویم ومی دانم که دروغ می گویم. شما هم می دانید که من دروغ می گویم. من هم می دانم که شما می دانید که من دروغ می گویم. شما هم می دانید که من هم می دانم که شما هم می دانید که من دروغ می گویم !!!!


 


دوشنبه 1 اسفند 90
2:7 عصر

ترس از فناوری،از دوچرخه تااینترنت!

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

هنگامی که در اواسط قرن 18 میلادی دوچرخه اختراع شد ، مردم اروپا که با پدیده ای جدید و عجیب مواجه بودند ، آن را ماشین اجنه می دانستند و استدلال می کردند که اگر غیر از این است چگونه می تواند بر روی دو چرخ ثابت بماند و بدان سرعت شگفت انگیز(!)حرکت کند.
آنها در آن زمان هرگز گمان نمی بردند که در روزگاری نه چندان دور ، حتی کودکان نیز بر زین دوچرخه ها خواهند تاخت و دوچرخه سواری به یکی از رشته های مسابقان المپیک تبدیل می شود.


ترس از فناوری !!


فناوری ترسی ، در غرب و سپس در جهان ، در گذر زمان رو به افول گذاشت اما هرگز به صفر نرسید و گاه حتی به دغدغه حاکمان نیز بدل شد کما این که در اوایل سده جاری شمسی ، استفاده از رادیو در منازل ممنوع بود و تنها افرادی می توانستند از آن استفاده کنند که از شهربانی مجوز بگیرند.


مجوز استفاده از رادیو


فناوری ویدئو نیز در بدو ورود خود به ایران با نگاه های سلبی و سیاست های دفعی مواجه شد و چه پرونده ها که در محاکم برای دارندگان این دستگاه پخش فیلم تشکیل نشد! اما سرانجام مسوولان دریافتند که راه مقابله با ویدئو ، نه "بگیر و ببند" که برعکس ، تولید انبوه محصولات ویدئویی است تا مردم در استفاده از محصولات متنوع تولیدی ، مخیر باشند.


ماهواره هم از جمله مقولاتی است که مسوولان به این نتیجه رسیده اند که راه مقابله با آن ، راه اندازی شبکه های متنوع تلویزیونی است . البته هنوز هم نگاه و سیاست قدیمی "برخورد" در این عرصه وجود دارد و برنامه های تلویزیونی رقیب برای آن ، هنوز به ایده آل ها فاصله دارند. مسوولان دریافته اند که به فرض که اکنون بتوانند همه دیش ها را از همه پشت بام ها جمع کنند ، در آینده که رشد فناوری ، تلویوزیون ها را بی نیاز از دیش خواهد کرد ، باز به نقطه صفر بر خواهند گشت و لذا باید سیاست های هوشمندانه تری را در پیش بگیرند.
اینترنت نیز نسبت به سایر فناوری های رسانه ای ، جدیدتر است و لذا هنوز برخی نتوانسته اند خود را با تحولات آن همگام کنند. نوع نگاه مسوولان به مقوله اینترنت هم باید اصلاح شود. اینترنت مانند هر پدیده تکنولوژیک دیگر ، می تواند در جهت مثبت و منفی به کار گرفته شود کما این که در خبرها داشتیم که القاعده از طریق اینترنت برخی آموزش های تروریستی و حتی نحوه ساختن بمب های دست ساز را ارائه می کرد ولی در عین حال ، می دانیم که هم اکنون بسیاری از جراحان روزآمد جهان ، قبل از رفتن به اتاق عمل ، سری به اینترنت و سایت های تخصصی می زنند تا ببینند آخرین دستاوردهای علمی درباره عملی که می خواهند انجام دهند چیست.


ترس از فناوری !!




اما در ایران ، برخی مسوولان که نتوانسته اند با فناوری روز پیش بروند ، به جای آن که سرعت خود را بالا ببرند ، سرعت اینترنت را پایین می آورند و این موضوع را گاه حتی با مسائل سیاسی و امنیتی توجیه می کنند حال آن که هیچ چیز به اندازه "نارضایتی تراشی" به ویژه در میان جوانان و تحصیل کردگان ، برای امنیت ملی و منافع نظام ، امنیت زدا نیست ؛ ارائه یک اینترنت پرسرعت و دلنواز و بی دردسر ، حتماً می تواند در افزایش میزان رضایتمندی عمومی مؤثر باشد.


ترس از فناوری !!


اگر مسوولان ، وظایف خود را به درستی انجام دهند و رضایت عمومی را جلب کنند و اعتماد متقابل با مردم ایجاد کنند ، نه بمب و موشک و نه ماهواره بی پارازیت و اینترنت بی فیلتر ، نمی توانند کوچک ترین خدشه ای به بنیان های سیاسی و اجتماعی کشور وارد آورند. شأن و شکوه نظام برآمده از اراده ملت ، فراتر از این مسائل است.
 


جمعه 28 بهمن 90
11:56 صبح

روزهای خوش انتخابات

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

روزهای خوش انتخابات


روزهای انتخابات که می رسد دردل این جامعه اتفاقاتی می افتد که با روزهای قبل از آن تفاوت هایی دارد ؛نه،فکر نکنید قصد دارم درباره شخص خاصی تبلیغ کنم که به او رای بدهید یا ندهید!اصلا چنین قصدی ندارم اما روزهای انتخابات که می رسد همه (به جز متعصبین وشاید بعضی از نامزدها که می خواهند به هرقیمتی برنده شوند)باهم مهربان تر می شوند، صدا وسیما بیشتر به میان مردم می آید،سرودهای ملی از رسانه ها مکرر پخش می شود،می توانیم «ای ایران ای مرز پرگهر»را با صدای زیبای استاد بنان بشنویم و«نام جاوید وطن» را باصدای سالار عقیلی .پوشش افراد دراین ایام اهمیتی ندارد وصدا وسیما درنشان دادن افرادبا آرایش وپوشش های مختلف حساسیت گذشته را به خرج نمی دهد ونامزدها هم از مواجهه با هرقشر وطبقه ای برای دریافت رای فروگذارنیستند چرا که درابن روزها، همه اینها را «مردم» به حساب می آورند. دراین روزهاحساسیت مردم نسبت به منطقه وکشورشان حتی به صورت کوتاه مدت افزایش می یابد ویادشان می آید که«حق دارند»درباره رشد آماربیکاری وآلودگی محیط زیست ونیز مشکلات اجتماعی وفرهنگی «کسانی را»مورد سئوال قرار دهند ومی فهمند وباورمی کنندکه:


« مسئول یعنی کسی که مورد سئوال قرارمی گیرد »


روزهای خوش انتخابات


با فرارسیدن روزهای انتخابات آزادی عمل افراد درنقد مسئولان اجرایی وقانون گذار امر مذمومی شمرده نمی شود ومی توان افرادرا نقد کرد وبرنامه هایشان را مورد پرسش قرارداد آنان نیز دراین روزها آری فقط دراین روزها خود را موظف می دانند به پرسش های«مردم»پاسخ درخوری بدهند، این که پاسخ آنان تاچه اندازه منطقی وقانع کننده است به اطلاعات «مردم» باز می گردد «مردم کم اطلاع» را با هر توجیه وترفندی می توان راضی کرد وفریب داد اما....


باگذشت بیش از سه دهه از برگزاری انتخابات درجمهوری اسلامی ایران به نظر می رسد رشد سیاسی ومهم تر از آن رشد اجتماعی مردم ما تا آنجا افزایش داشته که دیگر نمی توان مانند دهه اول انقلاب با معیارهایی مانند:متعهد،مبارز،مجاهد، و...از دیگران رای گرفت! امروز مردم سیرتفکر وخط وربط سیاسی افراد را مورد ارزیابی قرارمی دهند ومعتقدند هرفرد دربیان دیدگاهها ودادن رای به هرپدیده ای نمی تواند فارغ از طرزتفکری که دارد عمل کندامروزمردم از نامزدها برنامه طلب می کنند ومی پرسند شما برای انجام وعده هایی که می دهید چه توانایی هایی دارید،از اقتصاد چه می دانید؟درکتان از روابط بین المللی چیست؟در سمت های قبلی یا دوره های قبلی که برگزیده شده اید درزمینه انتصاب مدیران لایق به مدیریت درهرسطحی که اختیار عمل داشته اید چگونه عمل کرده اید؟تصمیماتتان تاچه اندازه حقوق مردم را رعایت کرده وپاسخگو بوده است ؟عدالت را که درعبارات وگفته هایتان از آن دم می زنید چگونه تعریف می کنید وبرای اجرای آن چه اقداماتی کرده اید؟ و....


روزهای خوش انتخابات


درجلسه ای یکی از حاضران به یکی از دواطلبان نمایندگی گفت:یادتان باشد اگر برگزیده شدید باید ارتباطتان را بامردم قطع نکنید واین گونه نباشد که چهارسال دیگر برای اخذ رای شما راببینیم!ونامزد مورد نظر قول داد!که اینگونه نباشد! وارتباطش را با مردم قطع نکند!!این پرسش درستی بود اما ما «مردم» شریف یادمان می رود که خودمان جمع می شویم وکسی رابا سلام وصلوات به نمایندگی یا ریاست جمهوری برمی گزینیم وبعد به جای آن که اورا مستقیم وغیر مستقیم مورد ارزیابی وپرسش ونقد قراردهیم به دنبالش روان می شویم واز او «شخصیت غیرمتعارفی می سازیم» که به هیچ عنوان قابل نقد نیست این موقعیت را «مامردم» برای او فراهم کرده ایم شاید باورش کمی دشوار بیاید اما تازمانی که«مامردم» تغییر نکنیم اگر صدها باردیگرنمایندگان دیگری برای مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری برگزینیم به همین سرنوشت دچارخواهیم شد باید امروز برای تغییر خودمان که یکی از این «مردم» هستیم فکر جانانه ای بکنیم که فردا خیلی دیر است ....


 


سه شنبه 25 بهمن 90
1:20 صبح

تنها انسان بدون قلب ونبض رابشناسید

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

تنها انسان بدون قلب ونبض درجهان کیست؟


دو پزشک امریکایی به نام های «بیلی کوهن» و «باد فریزر» از مؤسسه قلب تگزاس توانسته اند طی یک عمل موفقیت آمیز در سینه یک بیمار رو به مرگ به جای قلب یک دستگاه جاسازی کنند و ادامه زندگی او را بدون قلب و حتی نبض میسر سازند.
 
به نوشته دیلی میل،  پیش از آنکه این دو پزشک تصمیم به شکافتن سینه و خارج کردن قلب بیمار خود، آقای «کِرِیگ لوئیس» بگیرند، عمل تعویض قلب را بر روی پنجاه گوساله انجام داده بودند. با انجام موفقیت آمیز این عمل، امروز آقای لوئیس و گوساله های بی دل و زبان به جای قلب از نوعی دستگاه پمپ گریز از مرکز (سانتریفیوژ) بهره می برند.
 


تا به اینجای کار شاید چندان هم بی سابقه نباشد، اما آنچه این عمل را به صورت موردی خاص برجسته می کند شیوه عملکرد دستگاه جایگزین قلب است. قطعه فوق چیزی شبیه به یک توربین است با چند روتور ساده گردان که مثل یک قلب نمی تپد، بلکه مانند شلنگ های آبیاری مورد استفاده باغبان ها «جریانی پیوسته» را ایجاد می کند.
 
بعد از اینکه پزشکان یکی از گوساله های آزمایشگاهی به نام «اَبیگِیل» را برای تعویض قلب جراحی کردند، آنگونه که دکتر کوهن در یک مصاحبه با رادیو «ان. پی. آر» می گوید: «اگر با یک گوشی به صدای قلب او گوش کنید، هیچ صدای تپشی را نخواهید شنید و اگر رگ هایش را معاینه کنید نبضی حس نخواهید کرد. اگر هم حیوان را به یک قلب نگاره (ای.کِی.جی.) وصل کنید تنها یک خط صاف را بر روی نمایشگر خواهید دید.»  
 


«کِرِیگ لوئیس» که هم اکنون تنها انسانی است که بدون  قلب و نبض بر روی کره زمین زندگی می کند پیش از عمل به سبب بیماری آمیلوئیدوز در بستر مرگ افتاده بود. در بیماران مبتلا به آمیلوئیدوز، پروتئین های غیرطبیعی در بدن انباشته می شوند و با مسدود کردن اندام ها و بافت ها مانع از ادامه فعالیت آن عضو می شوند. اما لوئیس 55 ساله پس از دریافت دستگاه پمپ به جای قلب، دیگر از این بیماری رنج نمی برد.
 
بعد از انجام جراحی و جریان یافتن دوباره خون در رگهای کریگ لوئیس زمانی که پزشکان گوشی مخصوص را بر روی سینه او قرار دادند تنها صدای «زمزمه ای ممتد» را به جای ضربان قلب او شنیدند. دکتر کوهن می گوید: «طبق همه فاکتورهای موجود برای سنجش علائم حیاتی بیماران، این بیمار مرده است.» این پزشک در نهایت می گوید: «این عمل اثباتی است بر این حقیقت که فیزیولوژی انسان بدون وجود نبض هم قادر به ادامه حیات است.»


دو پزشک امریکایی به نام های «بیلی کوهن» و «باد فریزر» از مؤسسه قلب تگزاس توانسته اند طی یک عمل موفقیت آمیز در سینه یک بیمار رو به مرگ به جای قلب، یک دستگاه جاسازی کنند و ادامه زندگی او را بدون قلب و حتی نبض میسر سازند.
 به نوشته دیلی میل،  پیش از آنکه این دو پزشک تصمیم به شکافتن سینه و خارج کردن قلب بیمار خود، آقای «کِرِیگ لوئیس» بگیرند، عمل تعویض قلب را بر روی پنجاه گوساله انجام داده بودند. با انجام موفقیت آمیز این عمل، امروز آقای لوئیس و گوساله های بی دل و زبان به جای قلب از نوعی دستگاه پمپ گریز از مرکز (سانتریفیوژ) بهره می برند.


تا به اینجای کار شاید چندان هم بی سابقه نباشد، اما آنچه این عمل را به صورت موردی خاص برجسته می کند شیوه عملکرد دستگاه جایگزین قلب است. قطعه فوق چیزی شبیه به یک توربین است با چند روتور ساده گردان که مثل یک قلب نمی تپد، بلکه مانند شلنگ های آبیاری مورد استفاده باغبان ها «جریانی پیوسته» را ایجاد می کند.
 بعد از اینکه پزشکان یکی از گوساله های آزمایشگاهی به نام «اَبیگِیل» را برای تعویض قلب جراحی کردند، آنگونه که دکتر کوهن در یک مصاحبه با رادیو «ان. پی. آر» می گوید: «اگر با یک گوشی به صدای قلب او گوش کنید، هیچ صدای تپشی را نخواهید شنید و اگر رگ هایش را معاینه کنید نبضی حس نخواهید کرد. اگر هم حیوان را به یک قلب نگاره (ای.کِی.جی.) وصل کنید تنها یک خط صاف را بر روی نمایشگر خواهید دید.»  


«کِرِیگ لوئیس» که هم اکنون تنها انسانی است که بدون  قلب و نبض بر روی کره زمین زندگی می کند پیش از عمل به سبب بیماری آمیلوئیدوز در بستر مرگ افتاده بود. در بیماران مبتلا به آمیلوئیدوز، پروتئین های غیرطبیعی در بدن انباشته می شوند و با مسدود کردن اندام ها و بافت ها مانع از ادامه فعالیت آن عضو می شوند. اما لوئیس 55 ساله پس از دریافت دستگاه پمپ به جای قلب، دیگر از این بیماری رنج نمی برد.
 بعد از انجام جراحی و جریان یافتن دوباره خون در رگهای کریگ لوئیس زمانی که پزشکان گوشی مخصوص را بر روی سینه او قرار دادند تنها صدای «زمزمه ای ممتد» را به جای ضربان قلب او شنیدند. دکتر کوهن می گوید: «طبق همه فاکتورهای موجود برای سنجش علائم حیاتی بیماران، این بیمار مرده است.» این پزشک در نهایت می گوید: «این عمل اثباتی است بر این حقیقت که فیزیولوژی انسان بدون وجود نبض هم قادر به ادامه حیات است».


دوشنبه 24 بهمن 90
1:49 صبح

انواع ازدواج

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

انواع ازدواج


خیلی وقت است مجلس دارد با دو واژه مرکب «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد!، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند این است که به کمش آمدیم تا انواع دیگر ازدواج رامعرفی کنیم تادرقانون بیاورند وبه افتخارات مجلس هشتم بیفزایند:


این هم انواع ازدواج های پیشنهادی:




1- ازدواج مُسلَّم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
2-  ازدواح مُفرّح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
3-  ازدواج مُوجّه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
4-  ازدواج مُتمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
 5- ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
 6- ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
 7- ازدواج مُلوّن: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
 8- ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
 9- ازدواج مُیسّر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
 10- ازدواج مُشبّک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.
11-  ازدواج مُکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش  از....در برود.


انواع ازدواج


 


جمعه 21 بهمن 90
10:32 صبح

جشن میلاد پیامبر اسلام درجامعه ما

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

جشن میلاد پیامبر اسلام درجامعه ما


امروز هفدهم ربیع الاول است که به روایتی تولد پیامبراسلام (صل الله علیه وآله وسلم) به شمار می رود . تلویزیون را روشن می کنم شبکه 1زندگی مردم خراسان شمالی رانشان می دهد که بخشی از آنها اهل سنت هستند ،درشبکه 2 عموقناد، مثل همه جمعه ها درحال اجرای فیتیله است،شبکه 3 گلخانه رامثل همیشه اجرامی کند ،شبکه 4درباره آبزیان برنامه دارد،شبکه استانی (اصفهان)زنده رود را باحضور حجت الاسلام گُرجی که معمولا کارشناس همه برنامه هاهستند اجرامی کند .....


نگاهی به دیگر جشن های مذهبی می اندازیم: تزیین وصحنه آرایی،چراغانی،جلسات سخنرانی ومولودی خوانی،مسابقات مختلف فرهنگی وهنری،پخش شیرینی وشربت توسط دستگاههای اجرایی که به مرور به مردم هم سرایت کرده است و....فقط بخشی از این برنامه هاست .


دوباره نگاهی دقیق تر به 17 ربیع الاول می کنم : نه چراغانی وتزیینش مثل سایرجشن های مذهبی است نه مسابقات وبرنامه ونه برنامه های صدا وسیمایش ...فقط لطف کرده اند واین روز رادرتقویم، تعطیل اعلام کرده اند می توانستند این تعطیلی را هم به 28صفرمنحصرکنند !


یاد فریادهای شهید مطهری درحماسه حسینی افتادم که گفته بود امروز مظلوم ترین شخصیت دردین ما پیامبر اسلام است انگار هرچه می گذرد این مظلومیت پررنگ وپررنگ ترمی شود .


 


یکشنبه 16 بهمن 90
5:53 عصر

بزرگان هم از امتحان دل خوشی نداشته اند

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی نوشته هایم

دشواری های امتحان از نظرافرادسرشناس


فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان به هم می زند --- آلبرت انیشتین

امتحان مسخره ترین کار دنیاست ---- جرج برنارد شاو


امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ---- کی اس الیت


امتحان بخشی از زندگی است ،نه این که  زندگی امتحانست --- پائولو کویئلو


چی گفتید امتحان؟ اصلا معنی اش را نمی دانم ---- جرج اورول


امتحان فقط یه بازیه ... یه بازیه مسخره ---- از دیالوگهای فیلم نیش


هر کس را می خواهی از خودت متنفر کنی ،امتحانش کن ---- یک ضرب المثل برمه ای


توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب می دادم ، بعدا" می فهمیدم که کاملا" غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت . هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ،دیدم یک جای کار اشتباه بود ----- ارنست همینگوی


 


   1   2   3   4   5   >>   >