سفارش تبلیغ
صبا
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

     اگر به تابلوی بعضی از  ادارات وارگان های منطقه دقت کرده باشید ، دیده اید که  گاهی به جای عنوان« شهرستان لنجان  » از عبارت « شهرستان زرین شهر » استفاده شده است این موضوع گاهی ازسوی مسئولان وگاهی نیز توسط جراید ورسانه ها مطرح می شود .

   سوال این است که کاربرد کدام عبارت درست است و بامصوبات موجود هماهنگی دارد؟

         لنجان در گذشته سرزمین وسیعی بود که به دوقسمت علیا وسفلی تقسیم می شد وهر دوقسمت را لنجانات می گفتند ؛ سپس لنجانات بخشی ازشهرستان اصفهان به مرکزیت فلاورجان وشامل چهار دهستان: آیدوغمیش ، اشیان ، اشترجان وگرکن شد . هیات دولت بامصوبه ای درسال 1356 باایجاد شهرستانی به نام« لنجان» به مرکزیت « ریز» که براساس همین مصوبه ازاین زمان « زرین شهر » نامیده می شد با بخش های مرکزی ، فلاورجان ومبارکه موافقت نمود . دراولین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1359) بخش فلاورجان وسرانجام درسال 1370 بخش مبارکه به شهرستان تبدیل شدند ولنجان محدود به منطقه ای گردید که امروزه شامل دوبخش مرکزی وباغبادران به مرکزیت زرین شهر است .

     عمده ترین دلایل سابقه تاریخی ونام لنجان عبارتند از :  

لنجان یا زریّن شهر ؟؟؟

 

    اگر به تابلوی بعضی از  ادارات وارگان های منطقه دقت کرده باشید ، دیده اید که  گاهی به جای عنوان« شهرستان لنجان  » از عبارت « شهرستان زرین شهر » استفاده شده است این موضوع گاهی ازسوی مسئولان وگاهی نیز توسط جراید ورسانه ها مطرح می شود .

   سوال این است که کاربرد کدام عبارت درست است و بامصوبات موجود هماهنگی دارد؟

         لنجان در گذشته سرزمین وسیعی بود که به دوقسمت علیا وسفلی تقسیم می شد وهر دوقسمت را لنجانات می گفتند ؛ سپس لنجانات بخشی ازشهرستان اصفهان به مرکزیت فلاورجان وشامل چهار دهستان: آیدوغمیش ، اشیان ، اشترجان وگرکن شد . هیات دولت بامصوبه ای درسال 1356 باایجاد شهرستانی به نام« لنجان» به مرکزیت « ریز» که براساس همین مصوبه ازاین زمان « زرین شهر » نامیده می شد با بخش های مرکزی ، فلاورجان ومبارکه موافقت نمود . دراولین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1359) بخش فلاورجان وسرانجام درسال 1370 بخش مبارکه به شهرستان تبدیل شدند ولنجان محدود به منطقه ای گردید که امروزه شامل دوبخش مرکزی وباغبادران به مرکزیت زرین شهر است .

     عمده ترین دلایل سابقه تاریخی ونام لنجان عبارتند از : 

1- ابن حوقل ،جهانگرد  زمان سامانیان می نویسد :«...ازروستاهایی که پیرامون اصفهان رافراگرفته اند ، لنجان ، مهرین ، جنبه ، کراج ، کدر ، که کاوسان ، برخوار وبراآن است »(1)

2-درکتاب حدود العالم نوشته شده به سال 372هجری آمده است : « .. خان لنجان شهرکی است خرّم وبسیار نعمت وباکشت وبرزاست »(2)

3- ناصر خسرو (394-481 هجری ) درسفرنامه خود می نویسد : «..وازآنجا به خان لنجان رسیدیم وبردروازه شهر نام سلطان طغرل بیک نوشته دیدم واز آنجا به شهر اصفهان هفت فرسنگ بود ومردم خان لنجان، عظیم ، ایمن وآسوده بودند ، هر یک به کار وکدخدایی خود مشغول »(3)

4- ابوالفدا (673- 732هجری ) نوشته است « ..خان لنجان ، خان معروف است ولنجان به فتح لام وسکون نون وجیم والف ونون ، شهری است درنواحی اصفهان » (4)

5- حمدالله مستوفی متوفی به سال 750هجری می نویسد «...ششم ، ناحیت لنجان ، بیست پاره دیه است ، گونان وقهدریجان وکلیشاد معظم قرای آن »(5)

6- ابن بطوطه (703-779هجری ) جهانگرد مراکشی که درسال 727 هجری از لنجان عبور کرده گوید :«...{

لنجان } در شش فرسخی اصفهان است »(6)

7- لسترنج می نویسد «... درساحل راست زاینده رود ناحیه بزرگ خان لنجان ، آخرین نواحی چهارگانه جنوب زاینده رود واقع است .بنابر روایت های تایید نشده چون فردوسی ازخشم سلطان محمود غزنوی فرار اختیار کرد به خان لنجان پناه برد .(7)

8- مولف نصف جهان فی تعریف الاصفهان می نویسد :«...بلوک هشتم لنجان است ... بلوک لنجان درهر دوطرف زاینده رود واقع شده و رود ازمیان آن می گذرد » (8)

9- درطومار معروف شیخ بهایی که درباره تقسیم آب زاینده رود دردوران صفویه تنظیم شده میزان آب لنجان از زاینده رود شش سهم مشخص شده است .(9)

10- درجغرافیای استان اصفهان آمده است :« شهرستان لنجان که مرکز آن زرین شهر است درفاصله 35کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان در دره زاینده رود واقع شده است .(10)

     در دیگر منابع تاریخی وجغرافیایی از لنجان همواره به عنوان سرزمینی حاصلخیز وبابرکت یاد شده است . با وجود این گروهی برای توجیه تغییر نام شهرستان لنجان به زرین شهر عقیده دارند که نام هرشهرستان باید بانام مرکز آن یکسان وهماهنگ باشد ؛به عقیده این گروه نام همه  شهرستان ها بانام مراکز آنها هماهنگی داردوحال آنکه درسطح کشور ، استان ها وشهرستان هایی وجود دارند که نام مراکز آنها بانام اصلی استان یا شهرستان یکسان نیست ؛ ازجمله می توان به استان هایی مانند هرمزگان ، گیلان ،مازندران ،فارس، کردستان، خوزستان و... وشهرستان هایی مثل فریدن ، برخوار ، جرقویه و... اشاره کرد .

عده ای دیگر را اعتقاد براین است که لنجان درگذشته که  سرزمین پهناوری بوده مفهوم شهرستانی به این نام راداشته وپس از تقسیم شدن به سه شهرستان ( لنجان ، فلاورجان ، مبارکه ) اطلاق نام لنجان به بخشی ازشهرستان قدیم صحیح نیست !!                   

         دراین باره می توان گفت : درطول تاریخ ، سرزمین هایی وجود داشته اند که براثر عللی محدود وکوچک شده وقسمت های از آنها بنا بر عواملی جداگردیده اند اما بخش باقیمانده همواره نام اصلی قدیم را حفظ کرده است وسرزمین هایی مانند خراسان ، آذربایجان و سیستان دلیل این مدعا هستند ؛ حتی کشور ما « ایران » که درگذشته سرزمین بسیار پهناوری را شامل می گشت ، پس از محدود شدن به مساحت ومرزهای فعلی باز هم عنوان برازنده ی «ایران » راباافتخار حفظ کرده است .

    می دانیم که نام هر سرزمین ، گذشته (تاریخ ) ، فرهنگ ، ادبیات عامیانه و... آن سرزمین راباخود به همراه دارد ولغات واصطلاحاتی وجود دارند که تنها با نام اصلی آن سرزمین مفهوم خود رامی یابند . لنجان نیز گذشته وفرهنگ لنجانی رابه همراه خود ودرخود دارد ودرصورتی که این نام تغییر کند بسیاری ازلغات واصطلاحات مفهوم خود رااز دست می دهند . درصورت تغییر نام لنجان وحذف آن ازجغرافیای ساسی ایران اگر سئوال شود که :

سده لنجان کجاست ؟ برنج لنجان درکجا به عمل می آید ؟ بوجار لنجان یعنی چه ؟ چه پاسخی می توان داد؟

آیا دراین صورت می توان سده زرین شهر ، برنج زرین شهر وبوجار زرین شهر را به کار برد؟

آیا نام زرین شهر باهمه ی زیبائیش می تواند حامل وپاسخگوی این گذشته تاریخی – فرهنگی باشد ؟؟؟؟       

 این نکته را نیز نباید فراموش کرد که  تغییر نام شهرستان ها با تشریفات قانونی خاصی صورت می گیرد وتازمانی که این تغییرات درشهرستان لنجان اعمال نشود نام این خطّه کماکان « لنجان » خواهد بود .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت ها ومآخذ:

1- صوره الارض ، ابن حوقل ، ترجمه دکتر جعفر شعار ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران  1345، ص 106

2- حدودالعالم ، 372هجری ، ازمولفی نامعلوم ، به کوشش منوچهر ستوده ، ص140

 3- سفرنامه ناصرخسرو ، به کوشش محمد دبیرسیاقی ، کتابفروشی زوار 1356، ص165

4- تقویم البلدان ، ابوالفدا، ترجمه عبدالمحمد آیتی ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران 1349،ص 473

5- نزهت القلوب ، حمدالله مستوفی ، به اهتمام وتصحیح گای لسترنج ، دنیای کتاب1362، ص51

6- سفرنامه ابن بطوطه ، ترجمه محمد علی موحد، انتشارات آگاه 1362،ص210

7- جغرافیای سرزمین های خلافت شرقی ، لسترنج ، ترجمه محمود عرفان ، انتشارات علمی وفرهنگی 1364، ص223

8- نصف جهان فی تعریف الاصفهان ، محمد مهدی بن محمدرضاالاصفهانی ، به تصحیح وتحشیه منوچهر ستوده 1340ص311

9- اصفهان ، لطف الله هنرفر ،سازمان کتابهای جیبی 1356ص24

10- جغرافیای استان اصفهان ، ضمیمه جغرافیای سال دوم دبیرستان چاپ1371ص43

این مقاله در صفحه 11 شماره 20194 روزنامه اطلاعات شنبه 24 اردیبهشت 1373 به چاپ رسیده است .


[ سه شنبه 85/11/17 ] [ 6:23 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 59
بازدید دیروز: 108
کل بازدیدها: 1095714