سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
اشک یتیم (یادی از کتابهای درسی قدیم) - حسام ســرا


سه شنبه 15 شهریور 90
2:25 عصر

اشک یتیم (یادی از کتابهای درسی قدیم)

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی اشعاربرگزیده

اشک یتیم پروین اعتصامی


روزی گذشت پادشهی از گذرگهی


فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زآن میانه یکی کودک یتیم


کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست


پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت وگفت


این اشک دیده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است


این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است


آن پادشا که مال رعیت خورد، گداست
بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن


تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود


کو آنچنان کسی که نرنجد زحرف راست؟