سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دو شعر ازشاعر فرانو «اکبر اکسیر» - حسام ســرا


پنج شنبه 5 اسفند 89
12:16 صبح

دو شعر ازشاعر فرانو «اکبر اکسیر»

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی اشعاربرگزیده

اکبر اکسیر


لیزینگ


بااقساط ده ماهه به زیارت رفتیم


بااقساط ده ماهه سوغاتی خریدیم


بااقساط ده ماهه دعا کردیم :


خدایا خداوندا


تمامی بدهی های ما را


از خزانه غیب


نقدا" عطا فرما



مباحثه


بحث چادر شد


یکی گفت خوب است


دیگری گفت اصلا"هم خوب نیست!


یکی گفت زیباست


دیگری گفت کلاس ما راپایین می آورد مامان !


مادربلافاصله گفت زهرمارکلاس


خیلی هم خوب است


آن قدر حرف زدند پدرعصبانی شد ولج کرد


آن شب همه در پیاده رو خوابیدیم!