سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
انگشت اتهام!! - حسام ســرا


یکشنبه 22 فروردین 89
11:0 عصر

انگشت اتهام!!

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی داستان کوتاه

انگشت اتهام


مردی از ضعف شنوایی همسرش شاکی بود. یک روز ماجرا را برای یکی از دوستانش تعریف کرد و ازاو خواست راهی نشان دهد که بفهمد میزان ضعف شنوایی همسرش چقدر است ؟  دوستش گفت: وقتی همسرت مشغول کار است از فاصله دور سوالی از او بپرس و اگر جوابی نگرفتی فاصله‌ات را آنقدر با او کم کن که او جواب دهد. همان فاصله ،حد شنوایی همسرت است! مرد پس از رسیدن به خانه بی درنگ به آشپزخانه رفت ،همسرش رادید که مشغول آشپزی است. از در آشپزخانه با صدای بلند گفت: امروز ناهار چی داریم؟ جوابی نیامد.فاصله‌اش را با همسرش کم کرد و دوباره پرسید: امروز ناهار چی داریم؟باز هم جوابی نیامد. به همین ترتیب هر چه فاصله را کم کرد باز هم جوابی نیامد تا اینکه کنار همسرش ایستاد و با صدای بلند گفت: امروز ناهار چی داریم؟آنگاه صدای همسرش را شنید که می‌گوید: ده بار است که از همان دم در تا اینجا فریاد می‌زنم امروز ناهار قیمه داریم. تو را به خدا فکری به حال گوش ضعیفت بکن !