
شاعران زیادی در پهنه این زمین خاکی آمدند وزیستند و سرودند و رفتند ؛شاید هیچ انسانی کامل نباشد که نیست . نگاهی به کتابهای درسی که می اندازیم جای بعضی از شاعران قدیم وجدید پارسی گوی را دربین صفحات آنها خالی می بینیم ؛ از جمله آنان یکی احمدشاملو ودیگری فروغ فرُخّزاد است . این روزها سالمرگ شاملو شاعر نامدار ایرانی است .گفتم که هیچ انسانی کامل نیست وشاملو نیز از این قاعده مستثنا نخواهدبود اما او یک" شاعر" است با قدّ واندازه ای بلند تر از بسیاری ازشاعران هم عصر وپیش از خود.نیامدن نام شاملو در کتاب های درسی شاید دلایل گوناگونی داشته باشد اما آنچه از گفته های خودِشاملو برمی آید این است که شعر اجتماعی که بیانگر دردهای جامعه است میان دولتمردان جایگاهی نداردوشاعرش نیز بالمآل. چراکه شعر اجتماعی نقدِ شرایط است وکیست که حقیقتا"و واقعا" از نقد نهراسد ؟.
دراینجا نمونه هایی ازشعر شاملو رامی آوریم :
به خاطر ناودان
هنگامى که مى بارد
به خاطر کندوها و زنبورهاى کوچک
به خاطر جارِ بلند ابر
در آسمان بزرگ آرام
به خاطر تو
به خاطر هر چیز کوچک
و هر چیز پاک
که بر خاک افتادند همه
.....
شعردوم:
سکوت آب مىتواند
خشکى باشد و فریاد عطش
سکوت گندم مىتواند
گرسنگى باشد و غریو پیروزمند قحط
همچنان که سکوت آفتاب
ظلمات است
اما سکوت آدمى
فقدان جهان و خداست
غریو را تصویر کن
عصر مرا
در منحنى تازیانه به نیشخطِ رنج
همسایهى مرا
بیگانه با امید و خدا
و حرمت ما را
که به دینار و درم بر کشیدهاند و فروخته
تمام الفاظ جهان را در اختیار
داشتیم و آن نگفتیم
که بهکار آید
چرا که تنها یک سخن
در میانه نبود
آزادى
ما نگفتیم
تو تصویرش کن
وشعری سوم :
دختران دشت!
دختران انتظار!
دختران امید تنگ
در دشت بىکران؛
و آرزوهاى بىکران
در خلقهاى تنگ!
دختران آلاچیق نو
در آلاچیقهایى که صد سال!
از زره جامهتان اگر بشکوفید
باد دیوانه
یال بلند اسب تمنا را
آشفته خواهد کرد ...
دختران رودِ گِل آلود!
دختران هزار ستونِ شعله، به طاق بلند دود!
دختران عشقهاى دور
روز سکوت و کار
شبهاى خستگى
دختران روز
بىخستگى دویدن،
شب
سرشکستگى! ـ
"احمد شاملو"
