
سیزده بدر یا جشن بدرقه نوروز از مهمترین رسوم مشترک در میان اقوام ایرانی است که طی سالهای اخیر از آن باعنوان« روز آشتی با طبیعت»و روز طبیعت نیزیاد میشود. ایرانیان از گذشتههای دور ، با آغاز بهار و ورود به سال جدید و پس از چند روز دید و بازدید و تبریک سال نو ، گویا برای تکمیل شادی خود و دور کردن غم و غصه و خمودگی ، در روز سیزدهم فروردین ماه ، با بیرون آمدن از خانه و پناه گرفتن در طبیعت ، مراسم سیزده بدر را اجرا میکنند.
در همه شهرها و روستاها ی ایران ، خانوادهها به صورت گروهی، گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و آجیل و خوردنیهای سفره هفت سین را با خود برداشته و به دامان صحرا و طبیعت میروند و سبزه هفت سین را با خود برده و به آب روان میسپارند . به دامن صحرا و طبیعت رفتن ، شوخی و بازی کردن،دویدن و در هر حال شاد بودن ، از ویژگیهای روز سیزده بدر است. گره زدن سبزه به نیّت باز شدن گره دشواریها و برآورده شدن آرزوها ، از دیگر رسوم این روز است. سیزده بدر ، جشن واقعی بهار است. طراوت و سرسبزی به طبیعت بازگشته و طبیعت نیز مردم را به سوی خود میخواند. در جوامعی که حافظ محیط زیست هستند، این تلقی که انسانها بدون محیط زیست هیچ اند، باوری عمومی است . انسانها با وجود پیشرفتهای فوق العاده امروزی شان مدیون محیط زیست اند و چه بسا که با بحثهای فلسفی، پزشکی، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی این وابستگی به محیط زیست فزونتر نیز می شود. شاید بتوان گفت که حفظ محیط زیست، ضروری ترین وظیفه انسانهاست چراکه به اندازه زندگی انسانها اهمیت دارد. گفتن از محیط زیست اما در بسیاری موارد دردناک است، از این بابت که انسانها چه فجایعی بر سر طبیعت آورده اند؛ واقعیت این است که طی سالها ،محیط زیست با بیرحمی و شقاوت کامل مورد ظلم قرار گرفته و نتوانسته چنانکه باید از خود محافظت کند. اگر اندیشه ورزی در زندگی ،درکنار زندگی کردن و لذت بردن محور قرار گیرد، حفظ محیط زیست در عالی ترین جایگاه اندیشه انسانی قرار خواهدگرفت.
قصد توصیه ونصیحت ندارم که خود نیز از آن بیزارم امّا کاش بشود در روز طبیعت یاهمان سیزده بدر فقط زباله هایی را که ایجاد کرده ایم باخودمان به اولین جایی که امکان جمع آوری آنها وجود دارد بیاوریم واز ریختن پلاستیک ، قوطی های نوشایه، ظروف یکبار مصرف ودیگر موادی که بازگشت آنهابه دامان طبیعت سالیان زیادی طول خواهد کشیدخودداری کنیم کاش می شد که در این زمینه نیز بنیانگذار فرهنگی بودیم که برای جهانیان قابل عرضه بود ونکته پایانی این که اگر بشود به درختان میوه وباغهایی که میهمانشان می شویم ضرری نزنیم واندکی درسایه سار آنها بیاساییم وبازگردیم نگاه روستائیان رانسبت به فرهنگ شهری بازسازی کرده ایم نکگاه جهانیان بماند برای بعد
درباره فلسفه سبزه گره زدن ادامه مطلب رابخوانید

معروفترین رسم سیزده بهدر پس از به آب سپردن سبزهها، گره زدن دو سبزه به همدیگر است. این دو سبزه را تمثیلی از پیوند یک زن و مرد جوان میدانند. به همین دلیل مادربزرگها جوانها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزهها تشویق میکنند.
کورش نیکنام دربارة سابقة رسم گره زدن سبزه در روز سیزده بهدر میگوید: «برخی از آداب نوروز به آیین زرتشتی بازنمیگردد بلکه مربوط به باورهای مردمان آریایی است که پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی میکردند. طبق یکی از این باورها، بارندگی به فرشتهای به نام تِشتر مربوط است که در آسمانها به صورت اسب سپیدی در حال حرکت است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین کنار سبزهها و جویبارها میروند و بهویژه زنان که نمایندة آناهیتا یعنی ایزد آب هستند با نوازش سبزهها و گره زدن آنها حمایت خود را از فرشتة باران نشان میدهند.»
امّا دکتر وکیلیان میگوید: «در گذشته جامعه ما جامعه ی بستهای بوده است. زن همیشه در خانه بوده و منتظر بوده تا به خواستگاریاش بروند. در گذشته دختران نمیتوانستند همسرشان را خودشان انتخاب کند. بنابراین مهمترین آمال و آرزوی هر دختری در گذشته این بود که شوهر خوبی پیدا کند یا زودتر به خانه بخت برود. درباره دخترها این حرف وجود داشت که: دختر که رسید به بیست، باید نشست و به حالش گریست. اینها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در 16، 17 سالگی باید به خانه بخت میرفت وگرنه مایه ننگ به حساب میآمد. اینها واقعیاتی بود که وجود داشت. به همین دلیل دخترها به امامزاده میرفتند، سبزه گره میزدند و سفرههای نذری پهن میکردند تا شاید نیروهای غیبی کمک کنند و شوهری برایشان پیدا شود زیرا دختری که ازدواج نمیکرد جایگاهی در جامعه نداشت.»
روز سیزدهم فروردین مانند شب آخرین چهارشنبه سال اهمیت ویژهای دارد. اگر با چهارشنبهسوری به استقبال نوروز میرویم، با سیزده بهدر نوروزمان را بدرقه میکنیم. نوروز که مراسمش محفلی خانوادگی دارد، با دو حرکت اجتماعی و عمومی از خانهها به خارج راه مییابد، با دو آیین سنتی که نشان از همبستگی جمعی دارند.