رفته بودم آرايشگاه نشستم تانوبتم شود، کسي که زير تيغ بود گفت: نمي دانم چرا مردها منتظرند تا زنشان بميرد وهمسري جوانتر از زن قبلي ( ترجيحا با سن وسال دختريا پسرشان وياحتي نوه شان !) اختيار کنند و زن ها نيز درانتظارند تاپس از مرگ شوهرشان ايرانگردي وجهانگردي را آغاز نمايند ؟ خنده آرايشگر نشان از تاييد موضوع داشت ومن به استحکام خانواده ها وفيلم ها ي صيغه اي سيما !!وتحمل اجباري زوج ها وخيلي چيزهاي ديگر مي انديشيدم ......
